ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
741
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
جنگش آورد و او را مدتى در حصن ملا محاصره نمود . سپس دست از محاصره بداشت و براى محاصرهء دژهاى ديگر كه در همان نزديكى بودند لشكر برد . الملك المنصور عمر بن على بن رسول در سال 648 به دست جمعى از مماليك خود به تحريك برادرش حسن كشته شد . چون الملك المنصور عمر بن على بن رسول درگذشت پسرش الملك المظفر شمس الدين يوسف بن عمر به جاى او نشست . شمس الدين فرمانروايى عادل و نيكوكار بود . چون مماليك ترك در مصر به حكومت رسيدند بر او خراج بستند و او نيز كه همواره به راه مدارا و مصالحه مىرفت آن خراج مىپرداخت . در آغاز حكومتش حصن دملوه سر به شورش برداشت و او به محاصرهء آن دژ رفت . در اين ايام احمد بن الحسين ملقب به الموطى از بنى رسى و از زيديه در حصن ملا شورش كرد و بيست دژ از دژهاى زيديه را تسخير نمود . سپس لشكر به صعده برد و صعده را از بنى سليمان بستد . الملك المظفر شمس الدين يوسف بن عمر بن على همچنان امارت يمن داشت تا سال 694 بناگاه هلاك شد . چهل سال از حكومتش گذشته بود . چون المظفر يوسف هلاك شد ، پسرش الملك الاشرف ممهد الدين عمر بن يوسف به جايش نشست . برادرش داود امارت شحر را داشت . او خود را جانشين پدر دانست و سر به شورش برداشت . الملك الاشرف لشكر به جنگ او فرستاد . در اين نبرد لشكر داود بن يوسف منهزم شد و او خود اسير گرديد و به زندان افتاد . الملك الاشرف همچنان بر يمن فرمان مىراند تا آنگاه كه كنيزش او را زهر داد و در سال 696 پس از بيست ماه حكومت بمرد . در حالى كه برادرش داود همچنان در زندان بود . چون الملك الاشرف بمرد ، برادرش داود بن يوسف را از زندان بيرون آوردند و به حكومت نشاندند و او را الملك المؤيد لقب دادند . او كار فرمانروايى خود را با قتل كنيزى كه برادرش را كشته بود آغاز كرد . الملك المؤيد داود پيوسته هدايا و صلات خود را و نيز باژ و ساوى را كه اسلافش بر عهده داشتند براى ملوك ترك به مصر مىفرستاد . در سال 711 خود هدايايى به مصر فرستاد شامل بيست بار شتر از جامهها و طرايف يمن علاوه بر آن دويست سر شتر و اسب . در سال 715 نيز چنان هدايايى روان داشت ولى ميان او و ملوك مصر به فساد گراييد . از اين رو چون در سال 718 هداياى خود را روانه داشت آن را بازپس فرستادند . الملك المؤيد در سال 721 درگذشت . مدت حكومتش بر يمن بيست و پنج سال بود . الملك المؤيد مردى فاضل بود . مذهب شافعى داشت . از ديگر بلاد به جمع كتب مىپرداخت . چنان كه كتابخانهء او صد هزار جلد كتاب داشت . همواره از حال علما تفقد